development policy معنی فارسی سياست توسعه واژههای دیگر با معنی «سياست توسعه» anti development policy سياست ضد توسعه imperialism طرز حکومت امپراطوري، سياست توسعه امپراطوري، عقيده به اهميت مستعمرات imperialistically طرز حکومت امپراطوري، سياست توسعه امپراطوري، عقيده به اهميت مستعمرات stop go policy سياست تثبيت، توسعه