deverbative
معنی فارسی
مشتق شده از فعل،
بصورت مشتق استعمال شده .
مورد کاربرد براي ساختن واژه از فعل
واژه ي کارواژه ساخت، لغت ناشي از فعل
معنی کامل و مثالها
/dē vu_r´bǝ tiv, di-/adj., n.
● (زبانشناسی - دستور زبان)
● ساخته شده از فعل، کار واژه ساخت (مثلا اسم "thinker" که از کارواژهی "think" درست شده است)
● مورد کاربرد برای ساختن واژه از فعل (مثلا پسوند "-er" که فعل را تبدیل به اسم میکند)
● واژهی کارواژه ساخت، لغت ناشی از فعل