دیکشنری فارسی

deverbative

معنی فارسی

مشتق شده از فعل،

بصورت مشتق استعمال شده .

مورد کاربرد براي ساختن واژه از فعل

واژه ي کارواژه ساخت، لغت ناشي از فعل

معنی کامل و مثال‌ها

/dē vu_r´bǝ tiv, di-/adj., n.

● (زبان‌شناسی - دستور زبان)

● ساخته شده از فعل، کار واژه ساخت (مثلا اسم "thinker" که از کارواژه‌ی "think" درست شده است)

● مورد کاربرد برای ساختن واژه از فعل (مثلا پسوند "-er" که فعل را تبدیل به اسم می‌کند)

● واژه‌ی کارواژه ساخت، لغت ناشی از فعل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن