دیکشنری فارسی

devotional

UKdivouʃənl USdı'vəuʃənəl

معنی فارسی

وابسته به پرستش يانماز

معنی کامل و مثال‌ها

/-shǝ nǝl/adj., n.

● نیایشی، مذهبی، وابسته به نماز و دعا

● (کلیسا) مراسم مختصر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a short religious service
  2. relating to worship “a devotional exercise”

مترادف‌ها

adjective
Devout, religious, pious, saintly, godly.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن