devout
معنی فارسی
ديندار پارسا عابد ديانت اميز خالصانه
معنی کامل و مثالها
/di vout´/adj.
● (بسیار مذهبی) پارسا، زاهد، متدین، مومن، مذهبی، متعصب
her devout prayer
دعای زاهدانهی او
he is a devout Christian
او یک مسیحی متدین است.
● (رعایت کنندهی حرمت مقدسات) پرخضوع و خشوع
a devout posture
قیافه و حالت حاکی از احترام
● صادق، صمیمی، اهل اخلاص، صدیق، بیشیله پیله
● از ته دل، صمیمانه، قلبی
a consummation devoutly to be wished
(شکسپیر) پایانی که باید از ته دل آرزو کرد
devout wishes for her recovery
آرزوی صمیمانه برای بهبود او
تعریف انگلیسی
- deeply religious “a god-fearing and law-abiding people" H.L.Mencken”
- earnest “one's dearest wish” “devout wishes for their success” “heartfelt condolences”
مترادفها
adjective
1. Religious, pious, holy, saintly, devotional, godly, saint like, heavenly minded.
2. Sincere, earnest, serious, grave, solemn.