دیکشنری فارسی

dew

UKdjuː USdu:

معنی فارسی

شبنم زاله شبنم زدن ترکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dōō, dyōō/n., vt.

● شبنم، ژاله، پشک

the dews of night

ژاله‌ی شب، شبنم شبانگاهی

the leaves were wet with dew

برگ‌ها از شبنم خیس بودند.

● (مجازی - هرچیز ملایم و طراوت بخش و خوشایند)

the golden dew of sleep

(شکسپیر) شبنم زرین خواب

the dew of God's grace lay over them

باران رحمت خداوند شامل حال آنان گردید.

● (مجازی - هر رطوبتی که به صورت قطره‌های ریز ظاهر شود) عرق‌جبین، رطوبت مطبوع، تن خیسه، ژف

I wiped the dew on the dying baby's face

دانه‌های عرق را از چهره‌ی کودک در حال مرگ پاک کردم.

● (شعر قدیم) با شبنم خیس کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. water that has condensed on a cool surface overnight from water vapor in the air “in the morning the grass was wet with dew”

واژه‌های دیگر با معنی «شبنم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن