دیکشنری فارسی

dewy

UKdjuːiː US'du:i:

معنی فارسی

شبنم دار ترژاله ترکرده مرطوب

معنی کامل و مثال‌ها

/dōō´ē, dyōō´ē/adj.

● ژاله‌پوش، شبنم زده، خیس، تر

a dewy lawn

چمن پوشیده از شبنم

● وابسته به ژاله، شبنمی، ژاله‌سان، ژاله مانند

her dewy tears

اشک‌های شبنم‌سان او

● (شعر قدیم) طراوتبخش، روح‌انگیز، ملایم و خوشایند

the dewy coolness of the evening

خنکی روحنواز شب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. wet with dew

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن