diachronic
معنی فارسی
تحمولات زباني يک ملت در ادوار مختلف تاريخ.
معنی کامل و مثالها
/-krän´ik/adj.
● (وابسته به تغییراتی که در طول زمان در چیزی به وجود میآید) در زمانی، ترازمانی
تعریف انگلیسی
adjective
- used of the study of a phenomenon (especially language) as it changes through time “diachronic linguistics”