دیکشنری فارسی

diachrony

معنی فارسی

تحليل کلمات و پيدا کردن منشاء و ريشه انها،

تغييراتي که در ادوار مختلف تاريخ در يک زبان

يک ملت پديد مي ايد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the study of linguistic change “the synchrony and diachrony of language”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن