diacritical current معنی فارسی جريان مشخص واژههای دیگر با معنی «جريان مشخص» marking current جريان نشان دهنده مسير عبور جريان، الکتريسيته، جريان مشخص کننده مدار input output table جدول داده ها ستاده ها، اين جدول جريان، عوامل توليد (داده ها) و محصولات (ستاده