دیکشنری فارسی

diagnostician

معنی فارسی

تشخيص دان ناخوشي شناس مرض شناس

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´ǝg näs tish´ǝn/n.

(پزشکی) متخصص تشخیص مرض، ویژه‌گر بیماری‌شناسی، بیماری‌شناس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن