diagnostician
معنی فارسی
تشخيص دان ناخوشي شناس مرض شناس
معنی کامل و مثالها
/dī´ǝg näs tish´ǝn/n.
● (پزشکی) متخصص تشخیص مرض، ویژهگر بیماریشناسی، بیماریشناس
تشخيص دان ناخوشي شناس مرض شناس
/dī´ǝg näs tish´ǝn/n.
● (پزشکی) متخصص تشخیص مرض، ویژهگر بیماریشناسی، بیماریشناس
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن