dial
معنی فارسی
ساعت افتابي ،
صفحه ساعت
صفحه گرد شماره گيري
تنظيم يا گرفتن رايو و تلفن و يا هرچيزي که
داراي صفحه گرد شماره گير باشد
معنی کامل و مثالها
/dī´ǝl/n., vt., vi.
● (هر صفحهی مدرج مانند صفحهی ساعت و یا صفحهی رادیو که طول امواج روی آن ثبت شده است و غیره) صفحهی ساعت، صفحهی رادیو، (برخی تلویزیونها) صفحهی کانال گیر، (تلفن) شماره گیر، گردونه، صفحهی دکمهها
the dial of her watch is round
صفحهی ساعت او گرد است.
Rameen was playing with the radio's buttons and dial
رامین با دکمهها و صفحهی تنظیم رادیو بازی میکرد.
● ساعت آفتابی (sundial)
● (هرچیزی که با چرخاندن آن رادیو و تلویزیون و غیره میزان میشود) دکمه، دسته، پیچه
turn the dial until you find the station
دکمه را بچرخان تا ایستگاه را بیابی
● عقربه، نشانگر
● (با صفحهی مدرج و غیره نشاندادن یا ایستگاه یا شمارهی دلخواه را گرفتن) گرفتن
dial Mr. Kaykavoosi
شمارهی آقای کیکاوسی را بگیر
how do you dial this radio?
این رادیو را چطور تنظیم میکنید؟
* dialing code
(انگلیس - تلفن) پیششماره، کد
* dialing tone
(انگلیس - تلفن) بوق آزاد
تعریف انگلیسی
- the face of a timepiece; graduated to show the hours
- the control on a radio or television set that is used for tuning
- the circular graduated indicator on various measuring instruments
- a disc on a telephone that is rotated a fixed distance for each number called
- operate a dial to select a telephone number “You must take the receiver off the hook before you dial” “Verb Frames:” “Somebody ----s”
- choose by means of a dial “dial a telephone number” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
مترادفها
noun
Sun dial.