دیکشنری فارسی

dialectical

UKdaiəlektikl US'daıə'lektıkəl

معنی فارسی

منطقي مناظره اي جدلي لهجه اي گويشي.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ti kǝl/adj.

وابسته به فرنودآوری و احتجاج، جدلی، فرنودین، فرنودی، برهانی، اندیش سنجانه

دیالکتیکی، وابسته به دیالکتیک، فرنود گرانه

مترادف‌ها

adjective
See dialectic

واژه‌های دیگر با معنی «منطقي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن