dialectical
UKdaiəlektikl
US'daıə'lektıkəl
معنی فارسی
منطقي مناظره اي جدلي لهجه اي گويشي.
معنی کامل و مثالها
/-ti kǝl/adj.
● وابسته به فرنودآوری و احتجاج، جدلی، فرنودین، فرنودی، برهانی، اندیش سنجانه
● دیالکتیکی، وابسته به دیالکتیک، فرنود گرانه
مترادفها
adjective
See dialectic