دیکشنری فارسی

diaper

UKdaiəpər US'daıpə

معنی فارسی

پارچه (کتاني) گلدار پيشگيربچگانه

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´pǝr, dī´ǝ pǝr/n., vt.

کهنه‌ی بچه، پارچه‌ی قنداق، جله، کشال بند، پوشک

we need to change the baby's diaper

لازم است که کهنه‌ی بچه را عوض کنیم.

a disposable diaper

پوشک یکبار مصرف

پوشک کردن، جله‌ی بچه را عوض کردن

(در اصل) پارچه‌ی نقش‌دار (به ویژه دارای نقش الماسی)، پارچه‌ی کلفت (برای حوله و دستمال سفره و غیره)، پارچه‌ی نقشه الماسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. garment consisting of a folded cloth drawn up between the legs and fastened at the waist; worn by infants to catch excrement
  2. a fabric (usually cotton or linen) with a distinctive woven pattern of small repeated figures

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن