دیکشنری فارسی

diarchy

معنی فارسی

سيستم حکومت متشکل از دو رکن مستقل.

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´är´kē/n., pl.

● (حکومت) دو سالاری (حکومتی که توسط دو نفر یا دو نیرو اعمال می‌شود)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a form of government having two joint rulers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن