diastase
US'daıəs'teıs
معنی فارسی
دياستاز، واسطه پديده هاي حياتي.
معنی کامل و مثالها
/dī´ǝ stās´/n.
● (زیستشناسی) دیاستاز (آنزیم آمیلازی که میتواند نشاستهها را به مالتوز و سپس به دکستروز تبدیل کند)، قند شکر