دیکشنری فارسی

diastase

US'daıəs'teıs

معنی فارسی

دياستاز، واسطه پديده هاي حياتي.

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´ǝ stās´/n.

● (زیست‌شناسی) دیاستاز (آنزیم آمیلازی که می‌تواند نشاسته‌ها را به مالتوز و سپس به دکستروز تبدیل کند)، قند شکر

واژه‌های دیگر با معنی «دياستاز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن