دیکشنری فارسی

diastasis

معنی فارسی

استراحت قلب در فاصله بين انقباض و انبساط.

تعریف انگلیسی

noun
  1. separation of an epiphysis from the long bone to which it is normally attached without fracture of the bone

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن