دیکشنری فارسی

diatomite

معنی فارسی

ذرات ظريف و ريزسيليسي که از بقاياي گمزادان

بدست مي ايد.

معنی کامل و مثال‌ها

/dī at´ǝ mīt´/

● (زمین‌شناسی) دیاتومیت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a light soil consisting of siliceous diatom remains and often used as a filtering material

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن