دیکشنری فارسی

dibble

US'dıbəl

معنی فارسی

بيلچه کاشتن نشاکاري سوراخ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dib´ǝl/n., vi., vt.

● (کشاورزی) فروکن (ابزار نوک تیزی که برای کاشتن تخم یا پیاز گیاه یا نشا یا جوانه با آن در خاک سوراخ ایجاد می‌کنند)، زمین سوراخ‌کن، قلمه‌نشان (dibber هم می‌گویند)

● (با فروکن زمین را) سوراخ کردن، کاشتن

● فروکن به کار بردن

● (ماهی‌گیری) قلاب را به آرامی در آب انداختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a wooden hand tool with a pointed end; used to make holes in the ground for planting seeds or bulbs
  2. plant with a wooden hand tool “dibble Spring bulbs” “Somebody ----s something”
  3. make a hole with a wooden hand tool “dibble the ground” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «بيلچه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن