dibble
US'dıbəl
معنی فارسی
بيلچه کاشتن نشاکاري سوراخ کردن
معنی کامل و مثالها
/dib´ǝl/n., vi., vt.
● (کشاورزی) فروکن (ابزار نوک تیزی که برای کاشتن تخم یا پیاز گیاه یا نشا یا جوانه با آن در خاک سوراخ ایجاد میکنند)، زمین سوراخکن، قلمهنشان (dibber هم میگویند)
● (با فروکن زمین را) سوراخ کردن، کاشتن
● فروکن به کار بردن
● (ماهیگیری) قلاب را به آرامی در آب انداختن
تعریف انگلیسی
verb
- a wooden hand tool with a pointed end; used to make holes in the ground for planting seeds or bulbs
- plant with a wooden hand tool “dibble Spring bulbs” “Somebody ----s something”
- make a hole with a wooden hand tool “dibble the ground” “Somebody ----s something”