dibs
USdıbz
معنی فارسی
يکجورقلاب بازي
معنی کامل و مثالها
/dibz/n.pl., interj.
● (عامیانه)
● حق، ادعا
I have dibs on that piece of cake
چشمم دنبال آن کیک است.
● (حرف ندا - کودکانه) منم میخام!، من!
تعریف انگلیسی
noun
- a claim of rights “I have dibs on that last slice of pizza”