دیکشنری فارسی

dichotomy

UKdaikɔtəmiː USdaı'kɔtəmı

معنی فارسی

تقسيم بدوبخش تقسيم بدودسته

معنی کامل و مثال‌ها

/-mē/n., pl.

● (بخش کردن به دو شاخه یا قسمت) دو شاخگی، دو گانگی، دورستگی، دو بخش سازی، تفاوت (میان دو چیز مخالف)، دگرسانی

the dichotomy between truth and falsehood

تفاوت میان راستی و نادرستی

a dichotomy into good and evil

دو شاخگی خوبی و بدی

● (نجوم) تربیع، نیم‌تابی

● (گیاه‌شناسی) دوشاخگی، دوشاخه شدگی

● (منطق) تقسیم ثنایی، بخش دوگانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. being twofold; a classification into two opposed parts or subclasses “the dichotomy between eastern and western culture”

واژه‌های دیگر با معنی «تقسيم بدوبخش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن