دیکشنری فارسی

dichromatic

معنی فارسی

دورنگ (نما)

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´krō mat´ik/adj.

دورنگه، دارای دو رنگ، دوفام

وابسته به رنگ کوری

(زیست‌شناسی) دورنگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to dichromatism “Pertains to noun: dichromatism”
  2. having two colors “a bicolor flower” “a bicolored postage stamp”

واژه‌های دیگر با معنی «دورنگ (نما)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن