dick
UKdik
USdık
معنی فارسی
اظهارمثبت کردن سوگندخوردن
معنی کامل و مثالها
/dik/n., vt.
● اسم خاص مذکر (مخفف اسم Richard)
● (حرف کوچک - خودمانی - امریکا) کارآگاه
the thief was caught by the hotel dick
کارآگاه هتل دزد را دستگیر کرد.
● (خودمانی - ناپسند) کیر، دست خر، چل
● (خودمانی - ناپسند) جماع کردن
تعریف انگلیسی
noun
- someone who is a detective
- obscene terms for penis