دیکشنری فارسی

dick

UKdik USdık

معنی فارسی

اظهارمثبت کردن سوگندخوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dik/n., vt.

● اسم خاص مذکر (مخفف اسم Richard)

● (حرف کوچک - خودمانی - امریکا) کارآگاه

the thief was caught by the hotel dick

کارآگاه هتل دزد را دستگیر کرد.

● (خودمانی - ناپسند) کیر، دست خر، چل

● (خودمانی - ناپسند) جماع کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who is a detective
  2. obscene terms for penis

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن