دیکشنری فارسی

dicker

US'dıkə

معنی فارسی

مبادله مبادله کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dik´ǝr/vi., n.

چانه زدن، (سرقیمت یا قرار داد و غیره) جرو بحث کردن

a farmer dickering for a higher price for his products

کشاورزی که سرقیمت بیشتر، برای فرآورده‌های خود چانه می‌زند

politicians who dicker over the details of the treaty

سیاست بازانی که درباره‌ی جزئیات معاهده جر و بحث می‌کنند

چانه‌زنی، جر و بحث

معاوضه، تهاتر، پایاپایی

زد و بست، معامله‌ی سیاسی، بده و بستان (سیاسی و اداری و غیره)

dickers which are being discussed in the lobby of the parliament

بده و بستان‌هایی که در سرسرای پارلمان مورد مذاکره قرار می‌گیرد

مترادف‌ها

noun
Ten, group of ten, bunch of ten.

واژه‌های دیگر با معنی «مبادله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن