دیکشنری فارسی

dickey (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/dik´ē/n., pl.

● پیشبند بچه

● جلو پیراهنی مردانه (پیراهنی که فقط جلو سینه را می‌پوشاند و پشت ندارد)

● جلو پیراهنی زنانه، سینه‌پوش

● پرنده‌ی کوچک (dickey bird هم می‌گویند)

● (کالسکه) صندلی راننده (dickey box هم می‌گویند)

● (کالسکه) صندلی عقب (ویژه نوکران)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن