دیکشنری فارسی

dicky (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/dik´ē/adj.

● (انگلیس - عامیانه) بیمار، خراب

a dicky heart

قلب بیمار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن