دیکشنری فارسی

diddle (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/did´'l/vi., vt.

● (عامیانه) پس و پیش رفتن (به تندی)، لقیدن (مثل هر چیز لق)، جم خوردن (پشت سر هم)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن