دیکشنری فارسی

die-hard or diehard

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´härd´/adj., n.

● (شخص یا چیزی که سخت مقاوم است و دیر از بین می‌رود) جان سخت، سخت جان، دیرمیر، سرسخت، گرانجان، دو آتشه، نستوه

one of Hitler's diehard supporters

یکی از هواخواهان سرسخت هیتلر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن