دیکشنری فارسی

diencephalon

معنی فارسی

مغز ميانين (ديانسفال)

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´ǝn sef´ǝ län´,-lǝn/n.

● (کالبدشناسی) فرامیان مغز، مغز دوم

تعریف انگلیسی

noun
  1. the posterior division of the forebrain; connects the cerebral hemispheres with the mesencephalon

واژه‌های دیگر با معنی «مغز ميانين (ديانسفال)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن