دیکشنری فارسی

diesel

UKdiːzl US'di:səl

معنی فارسی

ديزل

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´zǝl, -sǝl/n., vi.

● (اغلب با D بزرگ) دیزل، موتور دیزل (diesel motor و diesel engine هم می‌گویند)، موتورگازوئیلی

● (موتورهای درون سوز) پس از چرخاندن سویچ خاموشی هم به کار ادامه دادن، دیزل کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. German engineer (born in France) who invented the diesel engine (1858-1913)
noun
  1. an internal-combustion engine that burns heavy oil

واژه‌های دیگر با معنی «ديزل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن