دیکشنری فارسی

diet (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´ǝt/n.

● (اسکاتلند) نشست روزانه (مجلس شورا و غیره)

● (در برخی کشورها) مجلس شورا، کنکاشستان

● (امپراطوری مقدس روم) گردهمایی شاهزادگان و اعیان، دیت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن