دیکشنری فارسی

dietetic

UKdaiətetik US'daıə'tetık

معنی فارسی

پرهيزي غذايي

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´ǝ tet´ik/adj.

● وابسته به رژیم غذایی، پرهیزانه (dietetical هم می‌نویسند)

a dietetic cake

کیک رژیمی

● خوراکی، پروردین، غذایی (قوانین پروردین dietetic rules)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the diet “dietary restrictions” “Pertains to noun: diet (for: dietetical), diet, diet (for: dietary)”

واژه‌های دیگر با معنی «پرهيزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن