دیکشنری فارسی

differentiator

معنی فارسی

وسيله اي که برون گذاشت آن با مشتق سيگنال

درون گذاشت متناسب است

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who (or that which) differentiates

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن