پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
diffraction grating
معنی فارسی
توري پراش
معنی کامل و مثالها
●
(نورشناسی) پراش سنج، پراشنما
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن