دیکشنری فارسی

dignitary

UKdignitriː US'dıgnə'terı

معنی فارسی

شخص بزرگ شخص والامقام اعيان

معنی کامل و مثال‌ها

/dig´nǝ ter´ē/n., pl.

● شخص، عالیرتبه، والامقام، جاهمند

town dignitaries went to the city's gate to welcome Cyrus

بزرگان شهر برای خوش‌آمد گویی به کوروش به دروازه‌ی شهر رفتند.

● وابسته به شخص عالیرتبه، جاهمندانه

dignitary titles

القاب اشخاص والا مقام

تعریف انگلیسی

noun
  1. an important or influential (and often overbearing) person

واژه‌های دیگر با معنی «شخص بزرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن