dike (1)
معنی کامل و مثالها
/dīk/n., vt.
● (دیوار خاکی یا سدی که برای جلوگیری از سیل یا پیشرفت آب دریا و رودخانه ساخته میشود) آب بند، برغاب، برغ
the dikes of Holland prevent the sea from flooding the land
آببندهای هلند ازسیلزدگی زمین توسط آب دریا جلوگیری میکنند.
● (مجازی) مانع، بازدار، جلوگیر، سد
the Roman legions were a dike against the northern barbarians
قشونهای روم سدی بودند در مقابل بربرهای شمالی.
● (انگلیس - محلی) آبکند، مجرای آب
● (انگلیس - محلی) دیوارهی خاکی، خاکریزه، گوره
● (اسکاتلند - دیوار کوتاه خاکی یا سنگی) دیواره، مرزبند، مرزنما، چینه
● (قدیمی - راه خاکریزی شده که از وسط جای پوشیده از آب رد شود) بلند راه، فراز راه
● (زمینشناسی - تخته سنگهای آذرین که بطور عمودی جامد شدهاند) صخره دیوار
● آببند سازی کردن، (با بند و دیواره و غیره) سد کردن
the city is well diked
شهر را خوب سدبندی کردهاند.
● (با جوی کنی و زهکشی) آبکشی کردن، خشکاندن (dyke هم مینویسند)