dil معنی فارسی در آب حل شود معنی کامل و مثالها ● (دستور روی بستهی دارو) در آب حل شود واژههای دیگر با معنی «در آب حل شود» sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي