دیکشنری فارسی

dilatant

معنی فارسی

منبسط شونده

معنی کامل و مثال‌ها

/dī lāt´'nt, dǝ-/adj., n.

● فراخنده، فراخگر، گشادگر، از هم گشا، گشاد کننده

● (فیزیک و شیمی) جامد شونده، چگالگر، سخت شونده (در اثر فشار)

● فراخی‌پذیر، گشادشونده، فراخ شو (مخالف آن: thixotropy)

واژه‌های دیگر با معنی «منبسط شونده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن