دیکشنری فارسی

dilettante

UKdilitæntiː

معنی فارسی

دوستدار صنايع زيبا

معنی کامل و مثال‌ها

/dil´ǝ tant´/n., pl.

● (کسی که از روی هوس و بطور سطحی دنبال علم یا هنری می‌رود) متفنن، عشقی، سرسری، هنردوست هوسی، علم جوی هوسی، دمدمی

● بطور سرسری، بوالهوسانه، دمدمی

● (نادر) دوستار (به ویژه دوستار هنرهای زیبا)، آماتور، ناپیشه‌کار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. an amateur who engages in an activity without serious intentions and who pretends to have knowledge
  2. showing frivolous or superficial interest; amateurish “his dilettantish efforts at painting”

مترادف‌ها

noun
[It.]
1. Amateur, trifling or desultory cultivator.
2. Pretender to taste (in the fine arts).

واژه‌های دیگر با معنی «دوستدار صنايع زيبا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن