دیکشنری فارسی

dilution

UKdailjuːʃən USdaı'lu:ʃən

معنی فارسی

رقيق سازي ترقيق محلول

معنی کامل و مثال‌ها

/-lōō´shǝn/n.

● (هر چیز رقیق شده) آبکی، تنک، تنکیده

● رقیق‌سازی، رقیق شدگی، تنگیدگی، آبناکی، آبکی‌شدگی، رقت، تنکش، غل‌آگینی

the dilution of paint with thinner

رقیق کردن رنگ با تینر

the dilution of our moral standards

تضعیف معیارهای اخلاقی ما

تعریف انگلیسی

noun
  1. a diluted solution
  2. weakening (reducing the concentration) by the addition of water or a thinner

واژه‌های دیگر با معنی «رقيق سازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن