دیکشنری فارسی

dime

USdaım

معنی فارسی

سکه ده سنتي

معنی کامل و مثال‌ها

/dīm/n.

● (امریکا و کانادا) سکه‌ی ده سنتی (یک دهم یک دلار)

the admission costs a dime

ورودیه یک دایم (ده سنت) است.

● پول سیاه، غاز، چندرغاز

we didn't even make a dime!

حتی یک غاز هم کاسبی نکردیم‌!

* a dime a dozen

(امریکا - عامیانه) ارزان، فراوان و ارزان، کم‌ارزش

nowadays, writers are a dime a dozen

امروزه نویسنده از در و دیوار می‌بارد.

* on a dime

(امریکا ـ عامیانه) دقیقا در جایی، در محدوده‌ی بسیار کمی

this car can turn on a dime

این ماشین در جاهای خیلی باریک هم دور می‌زند.

her bicycle stops on a dime

دوچرخه‌ی او در جا ترمز می‌کند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a United States coin worth one tenth of a dollar
  2. street name for a packet of illegal drugs that is sold for ten dollars

مترادف‌ها

noun
Ten cents.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن