دیکشنری فارسی

dimidiate

معنی فارسی

دونيم شده دوپاره شده

معنی کامل و مثال‌ها

/di mid´ē āt´, dī-/adj.,vt.

● نیمه شده، نیم

● (زیست‌شناسی) نیم‌رستی (وابسته به رشد و نمو فقط نیمی از اندام)

● (گیاه‌شناسی) نیم‌شکاف (دارای شکاف فقط در یک طرف)

● (قدیمی) نیمه کردن، نیم‌کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن