دیکشنری فارسی

dimorphism

USdaı'mɔ:fızəm

معنی فارسی

دوشکلي

معنی کامل و مثال‌ها

/dī môr´fiz´ǝm/n.

● (گیاه‌شناسی) دودیسی (داشتن دو جور برگ یا گل یا پرچم و غیره در یک بته یا یک گونه‌ی گیاهی)

● (جانورشناسی) دو ریختی (وجود دو فرد از یک گونه که از نظر رنگ یا اندازه و غیره کاملا با هم متفاوت‌اند)

● (کان‌شناسی - خاصیت بلورین شدن به دو شکل متفاوت) دوگونگی

تعریف انگلیسی

noun
  1. (chemistry) the property of certain substances that enables them to exist in two distinct crystalline forms
  2. (biology) the existence of two forms of individual within the same animal species (independent of sex differences)

واژه‌های دیگر با معنی «دوشکلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن