دیکشنری فارسی

dine

UKdain USdaın

معنی فارسی

ناهارخوردن شام خوردن شام دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/dīn/vt., vi.

● شام خوردن، ناهار خوردن، غذا خوردن

we dined in a large room

در اتاق بزرگی شام خوردیم.

● شام دادن، (با خوراک) پذیرایی کردن

they dined their foreign guests every night

آنان هر شب مهمانان خارجی خود را شام می‌دادند.

● (مهجور) شام

* dine in

در منزل شام خوردن

tonight I'll dine in

امشب در منزل شام خواهم خورد.

* dine on (or off)

خوردن (چیز خاصی)

we had to dine on bread and cheese

ما مجبور شدیم که به نان و پنیر بسازیم.

* dine out

در خارج از منزل خوراک (شام) خوردن

last night we dined out

دیشب در خارج از منزل شام خوردیم.

let's dine out tonight!

بیا امشب شام برویم بیرون‌!

* dine out on

(انگلیس - عامیانه) سر شام از چیزی حرف زدن

* dining

صرف شام (یا ناهار)، خوراک خوردن، ناهار خوری

* dining table

میز ناهار خوری

تعریف انگلیسی

verb
  1. have supper; eat dinner “We often dine with friends in this restaurant” “Somebody ----s” “Sam and Sue dine”
  2. give dinner to; host for dinner “I'm wining and dining my friends” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن