diploma
UKdiploumə
USdıp'ləumə
معنی فارسی
دانشنامه نوشته دولتي
معنی کامل و مثالها
/dǝ plō´mǝ/n., pl.
● دانشنامه، دیپلم، مدرک تحصیلی، گواهینامهی آموزشی
to show off, he had framed his doctorate diploma
برای پز دادن دانشنامهی دکتری خود را قاب کرده بود.
● مدرک رسمی، مدرک تاریخی، منشور، امتیازنامه، گواهی نامه، بنچاک
the peace prize along with its diploma was presented to her
جایزهی صلح به همراه گواهینامهی آن به او تقدیم شد.
تعریف انگلیسی
noun
- a document certifying the successful completion of a course of study