دیکشنری فارسی

direct object

UKdirektəbdʒekt

معنی فارسی

مفعول مستقيم مفعول بيواسطه مفعول صريح.

معنی کامل و مثال‌ها

● (دستور زبان) مفعول بی‌واسطه، مفعول صریح (مثلاواژه‌ی "ball" دراین جمله: she hit the ball)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the object that receives the direct action of the verb

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن