direct object
UKdirektəbdʒekt
معنی فارسی
مفعول مستقيم مفعول بيواسطه مفعول صريح.
معنی کامل و مثالها
● (دستور زبان) مفعول بیواسطه، مفعول صریح (مثلاواژهی "ball" دراین جمله: she hit the ball)