دیکشنری فارسی

directory

UKdirektəriː USdə'rektərı

معنی فارسی

دستوردهنده متضمن دستور کتابچه راهنما

معنی کامل و مثال‌ها

/dǝ rek´tǝ rē, dī-/adj.,n., pl.

● وابسته به مدیریت یا کارگردانی یا راهنمایی، مدیری، سرپرستی، رهنمایی

● کتاب راهنما (به ویژه راهنمای مراسم کلیسا)

● کتابی که حاوی نام و نشانی افراد ویژه‌ای است، نام کتاب، نام دفتر

a telephone directory

دفتر راهنمای تلفن

● رجوع شود به:

● directorate

● directoire

تعریف انگلیسی

noun
  1. an alphabetical list of names and addresses
  2. (computer science) a listing of the files stored in memory (usually on a hard disk)

واژه‌های دیگر با معنی «دستوردهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن