دیکشنری فارسی

dirigible

UKdiridʒəbl

معنی فارسی

راندني قابل راندن بالون

معنی کامل و مثال‌ها

/dir´ǝ jǝ bǝl, dǝ rij´ǝ-/adj., n.

● هدایت‌پذیر، رهنمودپذیر، رانش‌پذیر، راندنی

● بالن، زیپلن، هواناو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a steerable self-propelled aircraft
  2. capable of being steered or directed

واژه‌های دیگر با معنی «راندني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن