dirst d. معنی فارسی يکشنبه واژههای دیگر با معنی «يکشنبه» Sunday يکشنبه، وابسته به يکشنبه last sunday يکشنبه گذشته، همين يکشنبه که گذشت su مخفف: يکشنبه Quinquagesima يکشنبه پيشازلنت quinquagesima sunday يکشنبه پيش ازلنت quadragesima نخستين يکشنبه ي لنت، لنت، چله ي پرهيز Sexagesima دومين يکشنبه پيش از عيد پاک low sunday اولين يکشنبه بعد از عيد پاک. Septuagesima سومين يکشنبه پيش از ماه روزه ي مسيحيان passion sunday يکشنبه دوم پيش از عيدرستاخيزمسيح يا عيد، فصح