disabuse
معنی فارسی
ازاشتباه دراوردن
معنی کامل و مثالها
/dis´ǝ byōōz´/vt.
● از اشتباه درآوردن، (به واقعیت) آگاه کردن
he thinks he is a genius, but we must disabuse him
او فکر میکند نابغه است، اما باید او را از اشتباه درآوریم.
تعریف انگلیسی
verb
- free somebody (from an erroneous belief) “Somebody ----s somebody of something”
مترادفها
verb active
Undeceive, set right.