دیکشنری فارسی

disabuse

معنی فارسی

ازاشتباه دراوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ǝ byōōz´/vt.

● از اشتباه درآوردن، (به واقعیت) آگاه کردن

he thinks he is a genius, but we must disabuse him

او فکر می‌کند نابغه است، اما باید او را از اشتباه درآوریم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. free somebody (from an erroneous belief) “Somebody ----s somebody of something”

مترادف‌ها

verb active
Undeceive, set right.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن