disagreed
UKdisəgriːd
USdısəg'ri:d
معنی فارسی
موافق نبودن مخالف بودن ناسازگاربودن
موافق نبودن مخالف بودن ناسازگاربودن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن